اعتراف میکنم قبلنا که از این نوشابه شیشه ای ها بود یه روز

اعتراف میکنم قبلنا که از این نوشابه شیشه ای ها بود یه روزخواستم یه شیشه که اضافه اومده روبذارم تو در یخچال دیدم بلنده وجا نمیشه درش آوردم یکمیش روخوردم دوباره گذاشتم ولی درکمال تعجب دیدم بازم جا نمیشه......!
بععععله همچین آدم باهوشی هستم من!
دیدگاه ها (۵)

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

پارت ۱ ویو ا.تساعت از دوازده شب گذشته بود سکوت خسته کننده ای...

آخرین دعا 10

پارت ۲ ویو ا.ت با چشمای عصبی تو چشمام زل زده بود جیهوپ : این...

اتاق ساکت سیصدو هفت

🌹 My Dream 🌹Part ²²ایزابل 🌹 یونگی...یونگی...یونگی...یونگی بل...

I can be myself with himPart⁹⁶[ویو تهیونگ]از عمارتش خارج شدی...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من) پارت ۳۲ویو لیاـ درو ک...

part 8همینجوری داشتم نگاش میکردم که چشمش به من خورد چند لحظه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط