شبی بارانی و غمگین

- شبی بارانی و غمگین ،
شبی از هر شبم شب تر ،
مرا می کُشت دلتنگی ،
ولی او را نمی دانم... .

#طاهره_اباذری_هریس
دیدگاه ها (۱)

عضی بازی ها "برنده " ندارند؛مثل بازی با دلِ آدمها..چون شخصِ ...

سر و کله عشق که پیدا می شود،بهمن ترین ماه سال همبوی بهار نار...

خانه امدر مرزِ خواب و بیداری ستزیرِ پلکِ کابوس هامرا ببخش اگ...

تنها آنها که مرده اند از مرگ ‌نمی‌ترسندچون منچون من که بارها...

می دانم که می آیی در شبی که بارن می باردو در سکوت شب تمام شه...

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

نمی دانم بهار است و برف می بازدیا هنوز زمستان است و نامش بها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط