من : بابا تو امتحان 9 گرفتم

من : بابا تو امتحان 9 گرفتم
بابا : تو خنگی به مامانت نمیرفتی نمیشد؟ جلو چشام نباش
من : بابا تو امتحان 15 شدم
بابا : چرا 18 نشدی؟
من : بابا تو امتحان 18 شدم
بابا : یه روز نشد بیای بگی 20 شدم
من : بابا جووووووون 20 شدم
بابا : بخون پسرم ، به خاطر خودت داری میخونی ، به خاطر من که نمیخونی
دیدگاه ها (۸)

وقتی که همه کارشون تموم شد جلو در کافه ایستاده بودن اومه میا...

پارت بعدی 🎀ات چند لحظه به فنجان روی میز خیره ماند.+ جون‌هیه....

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...چمدونم و کنار کیف و وسا...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ࡅ߳ࡐ‌ܭࡅ࡙ࡐ‌ ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ࡅ߭ܥܼܝ‌ܝ̇‌ »«درخواستی»«ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ...

P3 .PRISON MAFIA.

THE DARK SHADOWS

دوستم به خاطر چی باهام قطع رابطه کزد؟چون باعث شدم که از یه گ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 108・⁠]⁠ᕗچشمام رو بستم.اروم گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط