می خواهمت اگر چه دلم با تو صاف نیست

می خواهمت اگر چه دلم با تو صاف نیست
بین غریبه هاست که هیچ اختلاف نیست

برگرد پیش از آنکه از این دیرتر شود
این دره است بین من و تو شکاف نیست

گنجشک کوچکی که تو سیمرغ خواستی
در مشت توست آن طرف کوه قاف نیست

بگذار تا مقابل روی تو بگذرم
جایی که در مقابله امکان لاف نیست

تا چشم تو خلاف لبت حرف می زند
حظی ست در سکوت که در اعتراف نیست

برگرد مثل بارش باران به خانه ام
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست . . . .
دیدگاه ها (۱)

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

می‌خواهمت اگرچه دلم با تو صاف نیستبین غریبه‌هاست که هیچ اختل...

می‌خواهمت اگرچه دلم با تو صاف نیستبین غریبه‌هاست که هیچ اختل...

می‌خواهمت اگرچه دلم با تو صاف نیستبین غریبه‌هاست که هیچ اختل...

شبی که با غزلم ائتلاف می کردیدوباره موی قشنگت کلاف می کردیمر...

دوستان قصه ای جدید آمد آن چه حدسش نمی زدید آمد گر چه در ذه...

#خطاب_امیربیانامام علی علیه السلام فرمودند:اگر مردم در عظمت ...

دوستان قصه ای جدید آمد آن چه حدسش نمی زدید آمد گر چه در ذه...

محمد تقی عزیزیان شاعر دلفانی

قابل اعتماد باشید..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط