دلخورم از تو، از تمام روز های بی تو

دلخورم از تو، از تمام روز های بی تو

از پنجره ،

                نیمکت

از ژست پوچ مردانه ات

که مثل تفنگ اجدادی

گلویش پر از بقض های تلمبار شده است

دلخورم از تو از شعر

از زمین

که مثل شبح

              دور سرم می چرخید...

و این خاطره های هرزه

که مثل این شعار

تلخ و دست و پا گیر اند:

و به تو میگوید

                            " مرد که گریه نمیکند! "
دیدگاه ها (۱)

دخترزیبائی نیستم...!!موهائی دارم سیاه وبلند..!!نه شب را به ی...

تو زنی عادی نیستیتو خود حیرتی.. گمانیدر آنچه که می خواهد به ...

آرامم !            اماآشفتگی ام نفسهایم را به ریسمان کشانده ...

می خواستمــ، چشم هایمـ به رنگ فیروزه باشد وگیسوانم از طلایی ...

پارت ۲

From Hatred to My Love

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت: 18 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*زین خندید. یه خنده‌ی کوتاه...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹³فارغ از هر چه که ناراحتم می‌کنداز بابت داشتنِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط