چشمانم دیگر لال شده اند;

چشمانم دیگر لال شده اند;
حرف نمی زنند با هیچ کس، حتی با آینه
خیلی وقت است که کسی لی لی به لالایشان نگذاشته تا خوب خوابشان ببرد.
خیلی وقت است که به شوق کسی سرمه به پایشان نکشیده ام.
البته گمان هم نمیکنم که دیگر نه با لالایی خوب بخوابند،
نه به سرمه ای برق بیوفتند.
آخر میدانی...
چشمانم دیگر لال شده اند.
دیدگاه ها (۳)

بزرگسالی این شکلیه که شاید غمگین نباشی ولی دیگه خیلی‌ام خوشح...

I'm not jealous part 49اشکامو پاک کردم روی تختم دراز کشیدم م...

THE FIRST KISSPART: 5تهیونگ: میتونم عشقتو به خودم حس کنم تو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

چشمانم دیگر لال شده اند;حرف نمی زنند با هیچ کس، حتی با آینهخ...

چشمانم دیگر لال شده اند;حرف نمی زنند با هیچ کس، حتی با آینهخ...

نگران من نباش جاناحالِ من خوب استملالی نیستجز سرفه های گاه و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط