در میکده دوش، زاهدی دیدم مست

در میکده دوش، زاهدی دیدم مست
تسبیح به گردن و صراحی در دست

گفتم: ز چه در میکده جا کردی؟ گفت:
از میکده هم به سوی حق راهی هست


"شیخ_بهایی" #طبیعت
دیدگاه ها (۴)

به جز این مو ندارم آرزوییکه باشد همدم مو لاله‌روییاگر درد دل...

آن را که جفا جوست نمی باید خواستسنگین دل و بد خوست نمی باید ...

آن مه که وفا و حسن سرمایهٔ اوستاوج فلک حسن کمین پایهٔ اوستخو...

اگر هزار غمست از جفای او بر دل هنوز بنده اویم که غمگسار منست...

⁨⁨ داستان تسبيح آقا از زبان، بستگانپیش از سفر اربعین، برای خ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۵۴یاد خون دماغ تهیونگ افتادم ...

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط