چیـزی نمیـخـوآهَم جـز . . .

چیـزی نمیـخـوآهَم جـز . . .
یـکــ اتــآقِ تـآریک
یـکـ مـوسیقـے بے کَلآم
یـکـ فنجـآن قهـوه بـهـ تَلخـی ِ زهـر !
وَ خـوآبـے بـه آرآمـے یـکــ مـَرگ هَمیشـگـے
دیدگاه ها (۱)

راستش، اگر زنده‌ام هنوز، اگر گه‌گاه به نظر می‌رسد که حتا پُر...

نه تو فراموش می شویو نه مناین کوچه ها، باران ، نیمکت‌ها...تم...

همیشه چیزهایی را که نداشته امبیشتر دوست داشته ام،همچون تو که...

مشــکل ایــنجاســت که،همیــشه برای فرار از دست یک “آدم” به “...

فنجان قهوه، گرم است اما من لرزشِ سرمایی را در وجودم حس می‌کن...

جمعه زیباتون بخیر

بفرست براششانه‌های توبوی مزرعه‌ی قهوه می‌دهد؛تمام بی‌خوابی‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط