تهررانيه با نامزدش ميره کافی شاپ به دختره ميگه: عزيزم تو

تهررانيه با نامزدش ميره کافی شاپ به دختره ميگه: عزيزم تو زنبور عسلی،چون هم زنی هم بوری هم عسلی،لره که اونجا بود جو ميگيردش ميادخونه به زنش ميگه:هی خديجه تو پنگوئنی،برای اينکه هم پهنی هم گوهی هم أنی!
دیدگاه ها (۴)

شکسپيرميگه:اگه يه روزي فرزندي داشته باشم،بيشتر از هر اسباب ب...

«يكي دو پرنده كافي بود...آمدند آمدنددسته دسته ...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺳﭙﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﺩﻧﯿﺎﻭ ﻫﯽ ﺁﮔﻬﯽ ﺩﺍﺩﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻭ ﺁﻧﺠﺎﻭ ﻫﺮ ﺭﻭ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁵ویو سومیاودر با صدای بلندی باز شد.همی...

#برادر ناتنی من

پارت ۲۲

شاهکاری به نام دروغ

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

👈👈👈👈👈👈👈👈مهم یک موضوعی رو برات میگممنتهی نیاز هست خودت هم یکم...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶

✨REGRET✨PART 14ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[ویو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 1فلش بک سال ۲۰۲۱ عم...

آخرین جمله رو با گچ سفید نوشت و دستشو از تخته برداشت."خیلی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط