من، بر می خیزم !

من، بر می خیزم !
چراغی در دست؛
چراغی در دلــــم،
زنگار روحـــــم را صیقل می زنم
آیینه‌ای برابر آینه ات می گــذارم
تا با تو ابدیتــــی بسازم!.........
دیدگاه ها (۷)

انتظاری نیستدرد شاعر را ...شعرهایش می فهمند!...........

بین من و تو چهل زندان بود !حیاط به حیاط زندانبا پرچم صلحی در...

وقتی تو نیستیزندگی تعطیل می‌شود.کاش می‌شد زودتر بیایی،روزهای...

منطقِ پاییز؛مثلِ بی منطقیِ زنی ست،که وقتی دارد از زندگی مردی...

#سناریو وقتی تاب سواری می کنیم سرعتش خیلی بالا می ره می افت...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ت : وای مثل اون سری ...

تک پارتی ات کیوت: چرا این همه خوشگلی ؟ جین : به همون دلیل که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط