بی تو ای برق، شبی باز از آن کوچه گذشتم
بی تو ای برق، شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم»
بند رخسار تو در رفت ز تنبان نگاهم
چاله آمد سر راهم
پای بی صاحب من «زرت» در آن چاله فروشد
هیکل گنده مخلص دمرو شد.
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم»
بند رخسار تو در رفت ز تنبان نگاهم
چاله آمد سر راهم
پای بی صاحب من «زرت» در آن چاله فروشد
هیکل گنده مخلص دمرو شد.
- ۴۸۹
- ۰۵ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط