روزها رفتند و من دیگر

روزها رفتند و من دیگر
خود نمی دانم کدامینم...؟

آن من سر سخت مغرورم
یا من مغلوب دیرینم ؟

بگذرم گر از سر پیمان
می کُشد این غم دگر بارم...

می نشینم
عاقبت روزی به دیدارم.....
دیدگاه ها (۳)

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

‌📚عاقبت تحقیر مومن!یکی از فرزندان شیخ رجبعلی خیاط می‌گوید: ر...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

گاهی به خودم میگویم کاش دوستت نداشتم؛ نه از آن رو که دوست دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط