fake kook

fake kook
part*⁷⁰

دو هفته بعد
از دید کوک
رفتم خونه بورا
بورا: خوش اومدی
کوک: ممنون یونا کجاست
بورا: دخترم یاد گرفته راه میره الان خودش میاد
کوک: اخی عزیزم
یونا داشت کم کم میومد
کوک: افرین الان بیا تو بغل دایی
بورا: 😊سریع بهت عادت میکنه فقط سعی من زیاد بغلش نکنی بهت عادت میکنه
کوک: 😂تهیونگ کجاست
بورا: من فک کردم پیش شماست
کوک: نه
بورا: داداش میشه یه چیز بهت بگم
کوک: اره بگو چیزی شده
بورا: هنوز ا.ت باهات همون رابطه قبلیو داره یعنی باهات گرم رفتار میکنه
کوک: خب اره تو شرکت هروز همو میبینیم ولی برای قرار هفته ای دو یا سه بار میزاریم چیزی شده
بورا: ازش نمیپرسی روزای دیگه کجاست
کوک: هرجا باشه خودش برام عکس میفرسته
بورا: خیلی نگرانم
کوک: نگران چی هستی
بورا: تهیونگ خیلی بیرونه زیاد نمیاد خونه
کوک: شاید کاری داشته باشه
بورا: نه نداره
کوک: اگه میخوای تا باهاش حرف بزنم
بورا: نه ازت پرسیدم حواست به ا.ت باشه
کوک:حواسم هست
بورا: حتی بهت میگه میخوام با تهیونگ برم بیرون
کوک: بعضی موقع اره میگه
بورا: تهیونگ و ا.ت خیلی باهم خوشگذرونی میکنن
کوک: منظورت چیه
بورا: از وقتی که ا.ت اومد تو این خانواده یکم اخلاق تهیونگ عوض شده مهربون بود الان کلی مهربون تر از قبلنشه
کوک: منظورتو نمیفهمم
بورا: هروقت میخوایم بریم خونه پدر تهیونگ یا جونگهو ا.ت هم اونجاست یه روز بود تو بالکون هر دوتاشو دیدم داشتن باهم عکس میگرفتن میخندیدن و حتی تهیونگ ا.ت هم بغل کردو سرشو بوسید ا.ت هم فقط خوشحال بود
کوک: ولی ا.ت هیچوقت درباره تهیونگ به من نگفته بود
بورا: خیلی میترسم جونگکوک خیلی میترسم که یه روز تهیونگ همون قبلی نباشه و حسش به من عوض شده باشه و به ا.ت حس داشته باشه
کوک: من باید خیلی حواسمو جمع کنم
رفتم نزدیک بورا بغلش کردم اونم تو بغلم گریه میکرد
کوک: من نمیزارم همچین اتفاقی بیفته تو ماله تهیونگی ا.ت هم ماله منه به غیر از این هیچ اتفاقی نمیوفته
یونا: ماما
کوک: نمیتونم بیشتر از این بمونم باید برم
بورا: باشه مرسی که اومدی
کوک: با ا.ت حرف میزنم
بورا: نه نمیخواد

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱۴)

fake kookpart⁷¹رفتم بیرون زنگ زدم به ا.تا.ت: الو کوک: کجاییا...

fake kookpart*⁷²کوک: پس تو تهیونگ فقط پسر عمو میبینیا.ت: اره...

fake kookpart*⁶⁹بورا: تهیونگتهیونگ: جانمبورا: بیرونتهیونگ: ی...

fake kookpart*⁶⁸یک هفته بعداز دید بورا خودمو تهیونگ نشسته بو...

پارت حذف شده

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

پارت ۲: عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط