دیگـــــــــــــر سکوت هایم ســـــــــــرد شد….

دیگـــــــــــــر سکوت هایم ســـــــــــرد شد….
نه به ســــــــــردی هوا….
نه به ســـــــــردی دستانت……
به سردی لحنت…سکوتم سرد شد….
سرد..سرد …سرد…
تو با لحن سردتت دلم را اتش زدی…..
و من هم با نگاه ســــــردم….دنیا را خاکســــــتر خواهم کرد
تقصیر من نیست..
تو به من اینگونه اموختی..
دیدگاه ها (۱)

سکوت میکنم! و تو فریاد میکشی! از من انتظار حرف زدن داری! باز...

.ﺑﻌﻀـــﯽ ﺣــﺮﻓـــــﺎﺭﻭ ﻧﻤﯿﺸـــــﻪ ﮔﻔﺘــــــــﺑـــﺎﯾــــــﺪ ﺧ...

نه حوصلـــه ی دوســـت داشتــن دارمنه می خواهـــــــم کسـی دو...

ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎ ﻣﯿﮕﺬﺭﻡﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﺩﻭ ﺩﺭﺧﺖ ﺷﺎﻫﺪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ...

به نام پناهی که دیگر نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

معامله p6جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت به پنجره خیره ماند.بعد بد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط