#در من دیوانه ای جا مانده

#در من دیوانه ای جا مانده
که دست از دوست داشتنت بر نمی‌دارد
با تو قدم می‌زند
حرف می‌زند
می‌خندد
شعر می‌خواند
قهوه می‌خورد
فقط نمی‌تواند در آغوش بگیردت
به گمانم همین بی آغوشی
او را خواهد کشت
‏
دیدگاه ها (۳)

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

عاشقانه های شبنم

حضرت دلبر جانم نفسم عششششقمشب که می شود شوق خواستنتپای درون ...

اینکه بگویم تو را دوست دارم یا عاشقت هستم حرف دقیقی نیست بهت...

آدم‌ ها همیشه با کلمات درمان نمیشوند...گاهی یک آغوش میتواند ...

طبیعت

دلم می‌خواهد دست بکوبم بر روی قفسه‌ی سینه‌ام تا بتوانم نفسی ...

عاشقانه های شبنم

‏ مهدی خراتیان: جریان نرمالیزاسیون سندروم دکمه صلح دارند و ف...

هر دختری در زندگی خود ، جهانی کوچک دارد!همان جایی که بدون هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط