خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی!

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی!
چه خیال آب روشن که به تشنگان نمایی؟
دل خویش را بگفتم - چو تو دوست می گرفتم؛
نه عجب که خوبرویان بکنند بی وفایی!
دیدگاه ها (۱)

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبتتا بیایند عزیزان به مبارک ...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

صلی الله علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام

عاشقانه های شبنم

از ترس تا اعتمادpart: 5 ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۳)

ات: چرا اینجوری نگام می‌کنی؟کوک: چون هنوز دارم باور می‌کنم.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط