می پیچم در خودم... نه از درد!!!
می پیچم در خودم... نه از درد!!!
خاطرات را در درون زاویه هایم می جویم...
"خاکستری شده ام"
بعد از رفتنت ، رنگ ها پریدند...
هوا سرد و مه گرفته شد..
"خوبی ها تمام شد"
و اما، عشق.... رفت و بر باد شد...
"تمام وجودم سرد شد"
لبهایم کبود شد از نبود گرمای تو...
دستهایم یخ بسته اند...
و "قلبم"
هیچ روزنه ای به سوی هیچ ندارد....
خاکستری شده ام
"خاکستری"
خاطرات را در درون زاویه هایم می جویم...
"خاکستری شده ام"
بعد از رفتنت ، رنگ ها پریدند...
هوا سرد و مه گرفته شد..
"خوبی ها تمام شد"
و اما، عشق.... رفت و بر باد شد...
"تمام وجودم سرد شد"
لبهایم کبود شد از نبود گرمای تو...
دستهایم یخ بسته اند...
و "قلبم"
هیچ روزنه ای به سوی هیچ ندارد....
خاکستری شده ام
"خاکستری"
- ۲۷۹
- ۲۶ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط