یک لحظه قَدَم شبیهِ آهو برداشت

یک لحظه قَدَم شبیهِ آهو برداشت

این شد که تمامِ پیکرم مو برداشت

تردید نداشت عاشقم، با این حال

او قلبِ مرا به شرطِ چاقو برداشت...
دیدگاه ها (۴)

ای عشقدر آتشِ تو فریاد خوش است...

خوش به حالِ دل فرهادکه در مدتِ عمر؛ مزه ی تلخ ترین خاطره اشش...

دلبسته ی محبت و دلداده ی غمیمچون روز روشن است که دلداده ی هم...

وعده هایم یک بہ یک،بربادشد زان لحظہ کہدیدمت با "غِیـــر" ، م...

دیگه زورم به این همه دلتنگی نمیرسه بابای مهربونمبه کجای دنیا...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎صبح روز بعدمانیا طبق معمول وارد اتاق جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط