سه تا پیچ داشتم اولیش بخاطر شکری که خوردم بر باد رفت دومی
سه تا پیچ داشتم اولیش بخاطر شکری که خوردم بر باد رفت دومی هم همینطور چونکه با یه شماره سه تا پیچ زدم موقعی که این پیج هم داشت از دستم میرفت نمیدونم چجوری خدا دلش برام سوخت و با زدن شماره دوباره تونستم این پیجو به دست بیارم تا ۴ الی ۵ صبح بیداری کشیدم
هرچی رمان به دستم اومد نوشتم از چندپارتی گرفته تا یک رمان کامل چص ناله زیاد داشتم هر موقع میدیدم یکی از من موفق تره حسودیم میشد اما باز هم نتونستم برم و الان دارم نتیجه زحمات ۱۰ ماه نوشتن رو میبینم ۱۰۰۰تایی شدنمون همه چیز فقط از یک هوس ساده شروع شد اما حالا به این مرحله رسیدم مرحله بزرگ تر شدن خانوادمون 🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹
اگر حمایت شما نبودید اگر انگیزه ی شما نبود من الان اینجا نبودم ممنونم ازتون🥹😉🧡🧡
هرچی رمان به دستم اومد نوشتم از چندپارتی گرفته تا یک رمان کامل چص ناله زیاد داشتم هر موقع میدیدم یکی از من موفق تره حسودیم میشد اما باز هم نتونستم برم و الان دارم نتیجه زحمات ۱۰ ماه نوشتن رو میبینم ۱۰۰۰تایی شدنمون همه چیز فقط از یک هوس ساده شروع شد اما حالا به این مرحله رسیدم مرحله بزرگ تر شدن خانوادمون 🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹
اگر حمایت شما نبودید اگر انگیزه ی شما نبود من الان اینجا نبودم ممنونم ازتون🥹😉🧡🧡
- ۱.۷k
- ۱۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط