همين بى حركت بودنش،كمى كفريت كرد براىِ همين،درحالى كه همچ

همين بى حركت بودنش،كمى كفريت كرد براىِ همين،درحالى كه همچنان مشغولِ رقصيدن بودى؛كمى سرِ پسر رو به سمتِ پايين و خودت متمايل كردى و گفتى:
"چرا نميرقصى؟‌
ميخواست كه تا حدِ امكان،آروم بمونه و چيزى بهت نگه كه بعدا،باعثِ دلخوريت بشه.
طى اين يك سالى كه باهم بوديد هم،هرگز پيش نيومده بود كه؛یونگی بهت حرفى بزنه كه قلبت رو بشكنه!
اون عموما پسرِ خوددار و آرومى بود.ميدونست كه چطور كنترلت كنه و مواقعى كه نياز بود حواسش بهت باشه!
"بيا بريم!"
اخمِ غليظى بينِ ابروهات نشست.سرت رو با شدت؛به درطرفين تكون دادى و درحالى كه،محتوياتِ معده ات رو بينِ راهِ گلوت احساس ميكردى،با لحنى كشدار بخاطرِ مستى؛گفتى:
"خودت برو!من همينجا ميمونم!"
بعد از اتمامِ جمله ات،دستهات رو از دورِ گردنش آزاد و خواستى برى كه،پسرِ مقابلت مچِ هردو دستت رو گرفت.
دستهات رو،دوباره روىِ شونه ات برگردوند و كلافه لب زد:
"من بدونِ تو كودوم جهنمى برم،جیون؟"
ناخودآگاه،اينبار لبخندى عميق جاش رو به گره بينِ ابروهات،داد.
درسته!پسرِ مقابلت هرگز رهات نميكرد!
"بدونِ من…نميرى؟"
دیدگاه ها (۲)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎𝟎جونگکوک به تهیونگ نزدیک شد و از بازوش...

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

پارت ۱۹۶

سناریو شیطان کش پارت یک

رمان دختر خاصبعد از چند ساعت فیلم دیدن و خوردن و خندیدن، هوا...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

چند پارتی تهیونگ

پارت یازدهم این پارت اسمات کوتاه داره اگه جنبه نداری نخون ات...

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐عصر همون روز، طبق آدرسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط