(نیستی)...از زور تنهایی قاطی گرگ ها شده ام...دیگر وقتی دل

(نیستی)...از زور تنهایی قاطی گرگ ها شده ام...دیگر وقتی دلم میگیرد گریه نمیکنم..برفراز بلندترین قله زوزه دردناک میکشم...شاید صدایش به گوش آن هایی برسد:که میگویند(گرگ ها)دل ندارند...!
دیدگاه ها (۱)

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

باید برخاست...هر سال، پنج روز آخر ماه صفر، خانه‌ی ما شکل حسی...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط