چشمِ دل آشوبِ تـو می خواهـد کـه زنــجیرم کـــــند

چشمِ دل آشوبِ تـو می خواهـد کـه زنــجیرم کـــــند
بــا عشقِ بــی پــروایِ خــود , دزدانه درگـــیرم کند
شاهانــه مــی آیـی و مـن , یکــباره ماتت مــی شوم
بـــنمای رُخ تــا آتشش , شایـــد که تـــدبیرم کنـــــــد
زانو به خاکت می نهم , ای خوش غزل آهسته تــــر
در بیشه ام جــولان مـده , آهــوی تو شــیرم کــــــند
ایمان و دل بردی و من , در دیـــنِ خود کــافر شدم
ای قــبله گــاهِ مـردمـم , تــــرسم کـه تَکــفیرم کــــند
دردی بـــه جـانم می زنـــد , آوازه ی انــدامِ تـــــــو
طُرفِه به طَرفی می نَهی , مست و زمینگیرم کــند ؟
صبری عجب دارد دلم , بر جورِ چون لـیلایِ تــــو
ترسم که آن چشمِ سیَه , در بـــــندگی پــــیرم کــــند
من ماندم و جام و قلم , دیگر چه می خواهـی زِ دل
ای وحشیِ آغوشِ تو , از زنــــــدگی ســـیرم کــــند
سر داده ام در پای ِ دل , دل مــی کَنَم از پــــا و سر
ویـن " شهـــپرِ " شهبازِ من , باشد که تقریرم کــــند
دیدگاه ها (۱)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

عاشقانه های شبنم درکنار زندگیم

داغی دست کسی آمدو درگیرم کردآمدو از همۀ اهل جهان...سیرم کردا...

‍ "دل‌شکسته""التماست می کنم با عشق درگیرم نکن!من که نوپایم د...

چشم هایت قصد کرده باز درگیرم کنندمثل موهای بلند تو به زنجیرم...

داغی دست کسی آمد و درگیرم کردآمد و از همۀ اهل جهان سیرم کردا...

داغی دست کسی آمد و درگیرم کردآمد و از همۀ اهل جهان سیرم کردا...

چشم هایت قصد کرده باز درگیرم کنندمثل موهای بلند تو به زنجیرم...

چشم هایت قصد کرده باز درگیرم کنندمثل موهای بلند تو به زنجیرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط