عاشقانه های شبنم درکنار زندگیم

من به چشمان سیاه تو چنان زنجیرم
که نگاهم نکنی ثانیه ای، می میرم
چشمهای تو چه غوغای عجیبی دارد
که به آشفتگی خود همه شب درگیرم
بوته ی زندگی ام پشت همان پنجره هاست
پرده ها را بکشی، مثل کویری پیرم
تو به آن آینه انگار طلسمم کردی
که به جایی نرسد هر که کند تدبیرم
دست یاری به من خسته اگر هم بدهند
مطمئن باش فقط دست تو را می گیرم
سرنوشت من و چشم تو‌ گره خورده به هم
بروی بسته شود بخت من و تقدیرم
من به جادوگری چشم تو باور دارم
اگر اینگونه شدم محو تو بی تقصیرم
دیدگاه ها (۰)

تقدیم به جانانم🌸🧿💜💕من به چشمان سیاه تو چنان زنجیرمکه نگاهم ن...

#غزل همیشه...بر آن سرم که دل ز مهر یار برگیرمچه ابلهانه ! سا...

بی تو با این کوچه ی بن بست درگیرم هنوزبا صدای عقربه هر لحظه ...

شبی در کنج عزلت در سکوتی تلخ می‌میرم!دگر خاموشم و هرگز سراغت...

بی تو با این کوچه ی بن بست درگیرم هنوزبا صدای عقربه هر لحظه ...

آه از دست شما و دل و این تقدیرممن بیچاره به موهای شما زنجیرم...

چشم هایی به رنگ عسل فصل(19) ناگهان از لا به لای درختها، تصوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط