•●※تــــُـو میروی امــٰا بِدان※●•

•●※تــــُـو میروی امــٰا بِدان※●•

•●※چیزی عَـــــوَض نمیشود※●•

•●※پــٰای مــٰا تا↯ اَبَد↯گیر است※●•

•●※↯ﻣَــنﻮُ تــــُـو↯ شریکـــِ جُـــــرم※●•

•●※یکـــِــ مُـــــشت ↯خــٰاطرِه↯ ایم※●•
دیدگاه ها (۱)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

*زبان فارسی ما دارد خفه می‌شود! نه با گلوله، نه با سانسور......

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

Part 47کیم‌ویا.ت: ته خیلی با سلیقه ایتهیونگ: تو هم یکی از سل...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

استاد من ۱

فیک : بین راندها

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟛در سمت چپ ِ سینه‌ام ؛سرزمینی‌ست کوچککه تو برای آن خو...

تــــُـو میروی امــٰا بِدان چیزی عَـــــوَض نمیشود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط