ماه رخسار ات شدم

ماه رخسار ات شدم
از پرده ای عصمت بیرون
طاق کسراف توقف
گشت آمد سرنگون
سکه ای دینی تو شد
بر ملک دین ما ستون
روز محشر عاشقان را
هست از تو ره نمود
جیره ای اسلام را
آینه ای دارو صفا🍃🕊️
دیدگاه ها (۰)

از خیال زشت خود هستم همیشه شرمسار یک عمل نامد ز منغیر از گنا...

آفتاب روز محشر آتش سوزان بودابر رحمت بر سرم چون پاره ای بارا...

فریاد که آواره ای گستاخ شدماز یار و برادر خود داغ شدم انگور ...

چه کنم چاره نیست خود می شوم ملامت بی چاره ناتوانم خوب یا که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط