بوی عطرش آمد و حیران شدم اینجا نبود

بوی عطرش آمد و حیران شدم ، اینجا نبود
تا بگویم حرفهایم را به او ، اما نبود ..
وقت رفتن دیدم او را ، قلبم از دنیا گرفت ، حیف از تنهایی من ! حیف ! او تنها نبود ..
.
دیدگاه ها (۳)

..تا به کی باشی و من پی به حضورت نبرم ؟؟ آرزوی من ، ای کاش ب...

عشقم برای من تو آن ، همیشه ای .. .

.باید بیخیال بود گاهی.. به زمین و زمان ، به تنگ نظران ، به آ...

تقدیم به همه خوشگلایی که تا الان بدون دعوا یا رومخ بقیه رفتن...

شاید رها شدن و تنها موندن ترسناکترین حس دنیا باشهاما بیتفاوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط