بوی عطرش آمد و حیران شدم ، اینجا نبود

بوی عطرش آمد و حیران شدم ، اینجا نبود
تا بگویم حرفهایم را به او ، اما نبود ..
وقت رفتن دیدم او را ، قلبم از دنیا گرفت ، حیف از تنهایی من ! حیف ! او تنها نبود ..
.
دیدگاه ها (۳)

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است ...

The unwanted roommate _________________________ویو پارک یوری...

ستاره ی من(پارت۳)

p4جونگکوک:خب میونگ نمیذاره باهم زیاد وقت بگذرونیمسومین:نظرت ...

پارت ۳۷در وسط جنگ، تهیونگ من را ربود.چشم‌هایم را باز کردم و ...

عاشقانه ها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط