شاید رها شدن و تنها موندن

شاید رها شدن و تنها موندن
ترسناکترین حس دنیا باشه
اما بیتفاوتی نسبت به رفتن آدم‌ها
یه حس پر از قدرته
وقتی رهام کردیو رفتی فکر کردم جایی که
وایسادم ته دنیاست
فکر میکردم دیگه نفسم در نمیاد
انگار یکی وایساده روی گلومو میخواد خفم کنه
فکر میکردم تموم شدم آخر کارمه
دیگه هیچکسی نمیتونه قدر تو توی قلبم جا بشه
ولی رفتنت ته دنیا نبود شاید سخت بود سخت گذشت ولی واقعا تهِ تهِ دنیا نبود
یادم داد من دیگه به کسی نیاز نداشته باشم
یادم داد تنهایی برقصم،تنهایی گریه کنم
نیازی به محبتا و دلسوزیای فیک کسی نداشته باشم
از تو ممنونم ک با رفتنت از من آدم قوی تری ساختی و تونستم بفهم که خیلی قوی‌تر از چیزی بودم که فکر میکردم... 🩵
دیدگاه ها (۰)

با بعضی از آدماا اگه خاکی و خودمونی رفتار کنیمیگن ببین من چق...

"‌آدم‌‌های امن" همان‌هایی هستند که همه چيز می‌تونی بهشون بگی...

وقتی از یه سری چیزا فاصله میگیریتازه میفهمی اونقدرا هم نمی ا...

واسه اونی که دوستش داریوقت بذارنذار به نبودنت عادت کنهنذار ر...

به نظرم خیلی وقتا کلمات در وصف علاقه و حس واقعیم کافی نیستند...

عاشقم باش Part 23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط