***£***

***£***

بسلامتی پسری که به عشقش گفت...دیشب با دوستم رفته بودم قلیون سرا.... روبروی تخت ما یه دختر پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود،معلوم بود با هم دوست هستند،اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد.... قشنگ معلوم بود پسره عاشق دخترست،دختره شروع کرد به آمار دادن،سرمو انداختم پایین....دفعه بعدی تحریک شدم با نگاه بازی کردیم. خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم،با نگاهش قبول کرد،بلند شدن ،پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به تخت ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت،براش نوشته بودم ..... .....خیـــــــلی پستی........

بسلامتی پسری که اسم عشقش رو تو بازوش خالکوبی کرده بود....
اما غافل از اینکه عشقش اسمش رو اشتباهی بهش گفته
.
.
سلامتی پسری که از داداش عشقش کتک خورد ...
عشقش ازش پرسید :چرا توهم کتکش نزدی؟ سرشو پایین انداخت و زیر لب گفت:اخه چشماش شبیه تو بود ...
.
.
به سلامتی دخترا که همیشه حال پسرا رو میگیرن.
ولی بهترین های زندگیشون مردن (بابا و داداش و مرد زندگی)
به سلامتی پسرا که هر چقدر هم پرچم دخترا رو بیارن پایین.
بازم جونشون رو برای سه نفر میدن (مامان و آبجی و زن زندگی)
دیدگاه ها (۸)

واقعاااا

خداوکیلی ادم یه پسرعمه اینجوری داشته باشه به حیوون نیازی ندا...

اینو همین امشب کشیدمقشنگه

♡♡♡♡ دوتا عاشق با هم ازدواج کردن وضع پسره زیاد خوب نبود برا ...

پارت:۳ویو صبح:ات ویو:با سنگینی روی شکمم بلند شدمبرگشتم پشت ک...

پارت:۸ویو صبح:ات صبح با احساسی که انگار یکی نگاش می کنهبیدار...

پارت:۶ویو تهیونگ:صبح ویو:با تکون خوردن تخت بیدار شدم دیدم پر...

part 38صبح//پسرا از صبح زود بیدار شده بودن و صبحونه رو آماده...

I can be myself with himPart¹⁰⁶میا برام لباس اورد و عوض کردم...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕‌ 𝟕منم ن...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط