ای صمیمی، ای دوست

ای صمیمی، ای دوست
گاه و بیگاه لب پنجره خاطره ام می آیی
دیدنت... حتی از دور
آب بر آتش دل می پاشد
آنقدر تشنه دیدار تو ام
که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم
دل من لک زده است
گرمی دست تو را محتاجم
و دل من... به نگاهی از دور
طفلکی می سازد
ای قدیمی، ای خوب
تو مرا یاد کنی یا نکنی، من به یادت هستم
من، صمیمانه به یادت هستم
آرزویم همه سر سبزی توست
دایم از خنده لبانت لبریز
دامنت پرگل باد.

"مرتضی کیوان هاشمی"
دیدگاه ها (۲)

به من ستاره ای ببخش آسمان بیتو چراغی کشته است وخون هزار کهک...

بازی بسته ای هستیم(من وتو) حیاط کوچکی داریم(یکی مرکز ویکی حا...

به نامه ای در جیبم و گلی در مشتم غصه ای دارم با نی لبکی سر ک...

دو چشمت دفتر شعر وترانه نگاهت واژه های شاعرانه ز چشمان تو م...

عاشقانه های شبنم

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

𝒫𝒶𝓇𝓉 11عقد با رئیس مافیا سالن عمارت در سکوت فرو رفته بود.ات ...

چندپارتی:وقتی دوستت داره و...pt²(end) به خودم اومدم و دیدم و...

ای صمیمی، ای دوستگاه و بیگاه لب پنجره خاطره ام می آییدیدنت.....

‌ ای صمیمی، ای دوستگاه و بیگاه لب پنجره خاطره ام می آییدیدنت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط