کیا یاد شونه گرگمبه هوا بازی میکردیم لحظه ای که گرگ دنبال

کیا یاد شونه گرگمبه هوا بازی میکردیم لحظه ای که گرگ دنبال کسی دیگه بود و ما هم آزاد روی زمین بودیم چه حالی میداد، حس آزادیش از اینکه بعد از ۲۰ سال از زندان آزاد بشی بیشتر بود!
دیدگاه ها (۲)

لحظه هاتو از دست نده

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و ...

کپشن💘🙃عروسک من😈🔞پارت هفتاد ...نشسته بودیم بعد از اون تاب و ک...

صدای موسیقی توی گوشم می‌پیچید.نگاه‌های کنجکاوِ مهمون‌ها کلاف...

رز آبی پارت ۳۰

۳ پارتی

دید پنهان انفجار اشکار

پارت ۳۴ (هشدار کارای زیرپتویی و عذرخواهی بخاطر یک هفته.. شای...

𝙋𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁹دود هنوز روی میدان نبرد پخش بود. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط