ادامه پارت قبل

ادامه پارت قبل




همچنان در آن هوا زیبا عکاسی روی مبل نشست و دیدش درست رو تهیونگ بود .. در حالی که گوشی رو گوش اش و نگاه های جذب کننده اش الکس مات و مبهوت نگاه میکرد دختره بعد از آن رژلب صورتی رو لب های الکس از روی مبل بلند شد سپس گفت : خانم شما دیگه آماده هستید آرایش تون رو تازه کردم
الکس : ممنونم از شما
بلافاصله از روی مبل بلند شد و با قدم های آهسته و گرفتن دامنش به سمته تهیونگ. رفت در همان حین تهیونگ گوشی را انتقال به جیب کت اش سمته الکس چرخید و با لحن ای که به خوبی نشان می‌داد نفرت از فرد جلوش گفت ... تهیونگ: برو سوار شو منم میام
الکس : ب..باشه


جمعیت این که حالا در دید الکس پنهان بود و دیدش درست رو دست ای که در دست تهیونگ جا داشت خیره ماند حلقه ای که تهیونگ به انگشت الکس کرده بود و الکس به انگشت تهیونگ به خوبی نشان میداد که دیگر ازدواج کردن و متاهل هستند بعد از شنیدن صدا کف دست های مردم به خوبی افکارش کنار زد شد و لبخندی زد سپس سرش را بلند نمود تا در چشم های تهیونگ نگاه کند
تهیونگ برعکس الکس بازیگر خوبی بود لبخند زد سپس یک دستش را روی گونه الکس گذاشت سپس سمتش خم شد نرم لبش روی لب اش گذاشت و پایین لب دخترک را به بازی خودش گرفت الکسی که به شدت در مرز شوکه بود تنها لباس خودش را چنگ زد ..
در آن لحظه ازش فاصله گرفت سپس در حالی که دستش را سفت در دست خودش گرفته بود قدم های را سمته مبل عروس و داماد برداشتند و اولین نفر الکس بود که روی مبل سفید که در مکان بالا تر از بقیه بود نشست سپس تهیونگ ! ..
دیدگاه ها (۱)

( بوسه دردناک )پارت ۴۷ الکس به خوبی درد پاهایش را حس میکرد و...

دیگه فعالیت نمیکنم یه مدت برید به نویسنده‌ای خودتون لنورا بک...

( بوسه دردناک )پارت ۴۶الکس ناچار لبخند زد ولی تهیونگ هرجور ش...

( بوسه دردناک )پارت ۴۵الکس محکم تیکه ای از لباسش را چنگ زد و...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_87بعد از تموم کردن حرفش..دست...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟑جونگکوک:اخخ پاهام شکست. تهیونگ:الهی، ع...

نام: قرارداد نفرتPart:89شب شده بود.ا/ت روی تختش دراز کشیده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط