گفتمش نقاش راازغربت زهرابکش 
گریه کردوباقلم یک چادرخاکی ک

گفتمش نقاش راازغربت زهرابکش 
گریه کردوباقلم یک چادرخاکی کشیدگفتمش پس غربت زهراکجای نقش بودناله کردوزیرچادرغنچه ای پرپرکشید.التماس دعا
دیدگاه ها (۲)

سلام ای کریمه اهل بیت ...سالروز وفات بانو فاطمه معصومه (س) د...

وقت است‌کنیم گریه با همای شمع شب است روز ما همدوریم جدا ز دا...

وقتش رسیده که برمگردم به کشور عمان از کشورم میرم دلم برای اد...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

السلام علیک یا صاحب الزمان

شیشه پنجره را باران شستاز دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد ش...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

امروز فضیلت زنده نگه داشتن یاد شهدا ء کمتر از شهادت نیست،(ام...

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتادامه ی پارت قبلی.... اون سرش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط