حریقِ خزان بود

حریقِ خزان بود
همه ی برگ ها آتشِ سرخ
همه ی شاخه ها شعله ی زرد
درختان همه،
دودِ پیچان به تاراجِ باد
و برگی که می سوخت
می ریخت....می مرد!!

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۱)

🎨🍂منتظرم تا پاییز از راه برسد و برگ‌های بیشتری زمین را رنگ ک...

نزدیک پاییز است

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

آنان که شرم داشتند مُردند؛آتش‌سوزی در حمام‌های زنان در قاهره...

کمی بهتر شد. بعد به پایین نگاه کرد.همه منتظر بودند ببینند چه...

#عاشقانه_های_من#موزیک #آهنگ #ترانه #پاییز #پاییز_زیبا #پاییز...

پارت دوم رمانم حمایت کنین لطفا جینگولیا

007-پنهان در مه - پارت ۷۶

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۹: فض...

پارت سیزدهم: انتخابِ سیاهآسانسورِ برج با صدای ناهنجاری تا طب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط