شب بود و نسیم بود و باغ و مهتاب

شب بود و نسیم بود و باغ و مهتاب

من بودم و جویبار و بیداریِ آب

وین جمله مرا به خامشی می گفتند

کین لحظه ی نابِ زندگی را دریابـــــــــــــــــ
دیدگاه ها (۳)

سـلامتـےِ عیــدی کـہ بابام عکسـمو بـذاره ســـَر سُــــفره ے...

http://www.wisgoon.com/pin/4881123/سلام دوستای جونی و دوست د...

فروغی چه زیبا میگفت؛ اگر یاد کسی هستیم این هنر اوست، نه هنر ...

آدینه است و دلم برای آنهایی که دیگر ندارمشان تنگ است...آدینه...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

قسمت ۷

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹ویو میکا_____ساعت نزدیک...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹اعتیاد به آدم‌ها ؛‌بدترین نوع اعتیاد است.‌#ریچ...

حالی به باغ نیست

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p72باغ زیر نور ماه، حال و هوای عجیبی داش...

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط