بمان ولی به خاطر غرور خسته ام برو

بمان ولی به خاطر غرور خسته ام برو
برو ولی به خاطر دل شکسته ام بمان

به ماندن تو عاشقم ، به رفتن تو مبتلا
شکسته ام ولی برو ، بریده ام ولی بیا

چه گیج حرف می زنم ، چه ساده درد می کشم
اسیر قهر و آشتی ، میانِ آب و آتشم

ببین چه سرد و بیصدا ببین چه صاف و ساده ام
گلی که دوست داشتم ، به دست باد داده ام

چه عاشقانه زیستم ، چه بی صدا گریستم
چه ساده با تو هستم و چه ساده بی تو نیستم

تو را نفس کشیدم و به گریه با تو ساختم
چه دیر عاشقت شدم ، چه دیرتر شناختم !
دیدگاه ها (۱)

میرومبغض خواهی‌ کرداشک‌ها خواهی‌ ریختغصه‌ها خواهی‌ خوردنفرین...

خار خندید و به گل گفت سلامو جوابی نشنیدخار رنجید ولی هیچ نگف...

لبِ پنجــره میزِ صبحانه ی تک نفره ی من است ؛هر صبحبا تکّـه ا...

My lovely neighbor part : 56

بمان...ولے به خاطر غرور خسته ام برو...برو...ولے به خاطر دل ش...

بمان ولی به خاطر غرور خسته ام بروبرو ولی به خاطر دل شکسته ام...

بمان ولی به خاطر غرور خسته ام بروبرو ولی به خاطر دل شکسته ام...

بمان...ولی به خاطر غرور خسته ام برو...برو...ولی به خاطر د...

بمان...ولی به خاطر غرور خسته ام برو...برو...ولی به خاطر ...

بمان...ولی به خاطر غرور خسته ام برو...برو...ولی به خاطر د...

بمان....... ولی به خاطر غرور خسته ام بروبرو.....ولی به خاطر ...

عاشقانه

بمان...ولی به خاطر غرور خسته ام برو...برو...ولی به خاطر د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط