می‌خواهم خودم را بزنم 

می‌خواهم خودم را بزنم 
به آن راه
همان راهی که تو
همیشه از آن می‌رفتی
شاید دوباره همدیگر را دیدیم...
دیدگاه ها (۲)

شاید که تقدیر در جهان دیگری در انتظار ماست ،شاید که دوباره آ...

تو را می‌خواهم،نه برای امروز و فردا؛تو را می‌خواهم برای تمام...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

پنج سال پیش، با کلی رویا و شاید کمی تنهایی وارد این مسیر شدم...

‌تو را آن‌گونه می‌خواهم که باغی باغبانش‌ را... از کتاب نزدیک...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

عاشقانه های شبنم

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

شهیده ناهید فاتحی کرجو = سمیه کردستان.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط