یکجـآ نوشته بود :

یکجـآ نوشته بود :
" خـدآ آدم های خوب رو زود تَر میبره "

باور نداشتم ، بردن ، رفتن ، دستِ خوب و بد بودن آدم ها نیست
اصلا اعتقادی نداشتم
آدم های خوب ، شاید آدمِ خوبِ رفتنـی ندیده بودم

چند وقتی ـست وقتی در کنج تنهایی کِز میکنم
وقتی اشکـ میمـاند و آه
میفهمم آدم های خوب آمده اند بروند
آمده اند حسرت بگذارند بر دِلِ تنهای ما آدم ها
هوای آدم های خوب را داشته باشیـد
اینها ماندنی نیستند
میروند
و از آنها
جـز و حسرت و بغض
اشک میمـاند
و نگاهی خسته
اشک میمـاند و کسی که خیابان ها را با او طی کردی و نمیدانستی ماندنش
همین ثانیه های آخر است
آدم های خوب
زود تَر اشک میشوند
آخر دنیا توان آدمی را تمام میکند ...
دیدگاه ها (۱)

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

فصل دومپارت اول | آخرین سال، آخرین شبچند ماه گذشت...بعد از م...

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

My Vampire Mate Season 2 part : last (94)

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوازدهم ۱۲

Part:1💫کانوسا با دقت عکس نقاشی شده ی فرمانده قلبش را میدید.....

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط