غُرّش اَبرهای بهاری

غُرّش اَبرهای بهاری
در غروبی که بوی دلتنگی دارد
بُغض کرده آسمان
و سر به زانوی شب گذاشته
دلش گریه میخواهد
در سوگِ خورشید...
دیدگاه ها (۰)

بیدار شوتا در پی‌ات روان گردممن تنی دارم برای انتظار کشیدن‌ا...

هیچ چیز آنقدر قدرت نداشت که مرا زیر این باران با تو همراه کن...

آنقدر عاشقمکه گر مرا بسوزانندعطر تو جهان را در آغوش خواهد کش...

بفرست واسه عشقت ❤🌹♥️🧿🦋🦋🌧🌧🌧🦋🦋🧿

دوست داشتن که تمام نمی‌شود؛فقط گاهی به دلتنگی تبدیل می‌شود.....

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط