مینویسم از خودم

مینویسم از خودم
از دلتنگی های در خورم
اشک در چشم از تو مینویسم
از تویی که تو قلبم جا داری
شبهای سیاه من و یه پیاده رو یه آهنگ دارک با یه قهوه تلخ مثل روزهای بی تو، اینجوری میگذره برام
بهت که فکر میکنم یه بعض در گلو با اشکهای بی صدا از دنیا بیذار از همه چیز آزادم
فرقی نداره بی تو چیزی برام چی میخوام کی هستم یا کجام
فقط اینو بدون عشق من که خیلی خیلی تو را میخوام
M
دیدگاه ها (۱)

خوب بودن زیاد سخت نیست....کافی است مهربانی کنی...زبانت که نی...

کاش روزهای دلتنگی من مثل دوست داشتن های توکوتاه میشد

کمی آهسته تر دنیا به شلاق تو در بندمدگر هرگز به روی تودمی حت...

این سیگار که میکشم همان فریادهاییست که نمیتوانم بزنم همان دل...

از بعد رفتنت دیگه هیچی مثل قبل نشد.انگار قلبم وارد یه زمستون...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 192♡⁠。⁠)⁩خيلي و...

پارت ۷چند دقیقه گذشت قهوه‌ها رو آوردن داشتم قلوپی‌ از قهوه م...

رمان دخت من

پارت ۱ ویو ا.ت از خودم ، دانشگاهم و هم دانشگاهیام متنفر بودم...

دوستان میخوام یه ریسک جدید بکنم (ناکسه و کارای عجیبش دیع.. 🗿...

Wedding night

part : 46chapter : 2نمیدونم ... شاید دنیای بعدی بتونیم کنار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط