آیا خبر ز خویش نداری مگر هنوز ؟

آیا خبر ز خویش نداری مگر هنوز ؟
🌹
این عنکبوت زرد که خورشید نام اوست
🌹
دیگر میان زاویه ی برگ های تو
🌹
تاری ز روزهای طلایی نمی تند

نادر_نادرپور
دیدگاه ها (۴)

﹏﹏•🌸 •﹏﹏بعد از #تُتمامِ ماکارونی ، سیب زمینی و غذاهایِ چرب و...

بوسه باشد برای فردا...من با شبِ چشم های تو❤ حرف ها دارم..حرف...

ماهی قرمز کوچکی بر روی رود موهایم می رقصددر حوض سرخ چشمانم ...

پیکرتراش پیرم و با تیشه‌ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده‌...

چرا...؟وقتی می‌دانستی هر نفسم به امید ماندن تو بند است،چرا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط