نگاهم که کردی دلم پر گرفت

نگاهم که کردی دلم پر گرفت

دلم غربت زنگ آخر گرفت

نگاهم که کردی سکوتم شکست

درون دلم عشق گویی نشست

نگاهم که کردی زمان صبر کرد

دل آسمان را پر از ابر کرد

و بعد از نگاه تو باران گرفت

و عشقی درون تنم جان گرفت

نگاهم کن و باز با من بمان

تو حرف دل بی کسم را بخوان

نگاهم کن ای زندگی بخش من

و با قلبم از عشق حرفی بزن......
دیدگاه ها (۳)

یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیدن یک پنجره که مثل حلق...

یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمدوگر از پای درافتاد بسر باز آم...

بعضی وقـتـهـا اینقـدر دلـت از ے حـرف می شڪنه ڪه حتی ناے اعتر...

نگاهم که کردی دلم پر گرفتدلم غربت زنگ آخر گرفتنگاهم که کردی ...

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

دسـت مـن نـیسـت که مـن ، بی تو هنوز ویرانم ...دست من نیست که...

حضرت یار! اجازه است دچارت بشوم؟دوست دارم همه‌ی دار و ندارت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط