مي خواهم برگردم به روزهاي كودكي آن زمان ها كه: پدر تنها ق

مي خواهم برگردم به روزهاي كودكي آن زمان ها كه: پدر تنها قهرمان بود.
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه ميشد،
بالاترين نــقطه ي زمين، شــانه هاي پـدر بــود، ‌
بدتـرين دشمنانم، خواهر و برادر هاي خودم بودند.
تنــها دردم، زانو هاي زخمـي ام بودند.
تنـها چيزي كه ميشكست، اسباب بـازيهايم بـود
و معناي خداحافـظ، تا فردا بود‌...!!!
دیدگاه ها (۱)

عادت میکنیم!به داشتن چیزی و سپس نداشتنش،به بودن کسی و سپس به...

کویر...سرگذشت دریایی است که به آفتاب دل بسته بود...!!!

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

لئوناردو در ۱۴ یا ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ م در شهر تپه‌ای وینچی در توس...

قسمت ۶

پارت ۲ ویو ا.ت اول اشکام رو پاک کردم و بعدش وارد خونه شدم و ...

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که:پدر تنها قهرما...

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهر...

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهر...

مي خواهم برگردم به روزهاي كودكي آن زمان ها كه: پدر تنها قهرم...

می خواهم برگردم به روزهای کودکیآن زمان ها که : پدر تنها قهرم...

می خواهم برگردم به روزهای کودکی :آن زمان ها که : پدر تنها قه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط