می گفتː

می گفتː
حالا که جوونم دلم می خواد جوونی کنم،
خوش باشم،
خوشکل کنم
مث دخترا برم بیرون
بهم نگاه کنن،
دلم نمی خواد مثل پدربزرگ ها
یه شلوار کردی و پیرهن ساده بپوشم
خوب وقتی یه کم سنم رفت بالا ،
به چهل پنجاه رسیدم یه سفر می رم مکه و بعدش توبه می کنم.
نماز می خونم و …
حالا کووو تا اون موقع!
خیییلی وقت دارم …
بنده خدا نمی دونست مهلت زنده بودنش خیلی محدوده،
بعد از تصادف حتی فرصت استغفارهم پیدا نکرد.
« حجاب فریضه ای است که ترک آن فرصت قضا ندارد. »
دیدگاه ها (۳)

بَعْضی فِرِشْتِه‌ها یِه رُوز وارِدِ زِنْدِگیِ آدَم می‌شن و ب...

دهه هفتادی بودن....

سلام فرشته‌های منخوبین؟ خب...🫠فکر کنم همون چیزی شد که خودم گ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

‏🐥[۱۹:۳۲ ~ ۱۹:۵۱ به وقت آرژانتین]استیبه زودی برای کنسرت می‌ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط