🎭 🌹 چقدر مشڪوڪ است!!

🎭 🌹 چقدر مشڪوڪ است!!
🎭 🌹
🎭 🌹 قطره اشڪی ڪه...
🎭 🌹
🎭 🌹 مـی چڪد ساڪت
🎭 🌹
🎭 🌹 ونمـی دانـی
🎭 🌹
🎭 🌹 به ڪدام بهانـه آمـد!
🎭 🌹
🎭 🌹 وچـرا بـی بهانـه رفـت!!
🎭 🌹
دیدگاه ها (۴)

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p55اما قبل از اینکه چیزی بگه، خدمتکار جوا...

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وپنجم: جای خالیِ کنارم---صبح.چشمانم ر...

بعد یوکی به سمت گیو رفت. ظاهراً خسته بود؛ چند لحظه کنارش ایس...

دیدار باتو (پارت ۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط