می توان در مرداب گلی کاشت

می توان در مرداب گلی کاشت

می توان نغمه های غصه را زیبا سرود

می توان گره ی پیچک های نیلوفر را گشود

می توان بام خانه را به مهمانی دعوت کرد

فقط کافی است نگاه خدا را آرزو کنی آن گاه می توانی.
دیدگاه ها (۱)

بزرگی را پرسیدند دل ما کی خوش بود؟ گفت:آن وقت که او در دل م...

خداوندا! تو نیمه گم شده من نیستی که دنبالت بگردم/تو تمامی من...

دوقدم مانده به احضار کمی فکر کنیم ...

در اطراف ما آدمهای زیادی هستند بعضی ها زندگی می کنند در بن...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

عاشقانه های شبنم

،‎شما که نبودید؛ اما خدای‌تان بود. می‌تواند گواهی بدهد راه م...

سایه‌های کلاغ پارت چهل‌ودوم | آخرین کلاغیک سال بعد...دیگر خب...

پارت ۳۲اولین صبحِ دنیایِ جدیدِ رزا با نورِ سردِ خورشید و درد...

پروانه جان

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۱‌فلش بک به صبح مهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط