زخمم بزن که زخم مرا مرد میکند

زخمم بزن، که زخم مرا مرد میکند

اصلا برای عشق سرم درد می کند


زخمم بزن که لا اقل این کار ساده را

هر یار بی وفای جوانمرد می کند


آن جا که رفته ای خودمانیم هیچ کس

آن چه دلم برای تو می کرد میکند؟


در را نبسته ای که هوای اتاق را

باد خزان حوصله دلسرد میکند


فردا نمی شوی که نمی دانی عشق تو

دارد چه کار با من شبگرد می کند


خاکستر غروب تو هرروز در افق

آتش پرست روح مرا زرد می کند


عاشق بکش که مرگ مرا زنده میکند

زخمم بزن که زخم مرا مرد می کند







نجمه زارع
دیدگاه ها (۴)

ای شهد لبت تحفه ی زنبورعسل هاابروی تو سرچشمه ی این شعر و غزل...

حرف های تو شبیه است به قران حتیشب سیاه است ولی موی تو از ان ...

ز خویش کوچ کرده ام به شوق آشیانه اتبه شوق بوسه های گاه گاه ب...

با غم تنهایی ام دیگر مدارا کرده امبا خودم یک خلوت جانانه برپ...

نینا ریچی | اوسی توکیو ریونجرز

ᴘᴀʀᴛ31

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط