در این روزهایی که غم،

در این روزهایی که غم،
از در و دیوار دنیا بالا می‌رود
در این زمانه‌ای که هر صبح،
قبل از سلام دادن به خورشید،
با تلخی تازه‌ای، دیده بوسی می‌کنیم،
تو با من بمان
حالا به اثربخشی گل‌های شب بو شک کرده‌ام
ترجمه‌ی شعر باران، سختم شده
باور نمی‌کنم این پاییز پیش رو،
پرستوهایی که قرار است بروند،
دیگر خیال برگشتن داشته باشند،
اما تو با من بمان
حوصله‌ام نمی‌کشد این تقویم را ورق بزنم
هفته‌ها، چند قلوهای همسان ِ یکدیگرند
گاهی یادم می‌رود امروز چند شنبه بود،
اما تو با من بمان
نمی‌دانم برای فرا خواندن نسیم،
کدام پنجره را باید باز بگذاریم
و از هول طوفان، کدام دریچه را چفت کنیم
و خبر ندارم پای کدام گلدان باید،
آب و خاک و موسیقی بریزیم که فردا،
گل بدهد اما
تو با من بمان
تو با من بمان
تو با من بمان
در همین میانه‌ی سال یک هزار و سیصد و غم‌های جدید...

#سارا_کنعانی
دیدگاه ها (۱)

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

.⭕️👆صحنه های واقعی آخرالزمانی‼️ببینید داعشی های وحشی و خون ر...

میگه مقصدی نیست.....«ما چه باشیم، چه نباشیم، جهان در گذراست....

اجتماعی

امباپه، امشب هیچ بهانه‌ای قابل قبول نیست.از بازیکنی با این ا...

عاشقانه ها

@nphotography

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵⁶تهیونگ:برای همین باید از قبل آماده باشی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش دوم_کنارم می‌ایستد.برای د...

~ترجمه💕✨️:🐰جونگکوک : چطوری بازی کنیم؟🐹جین : خب، ما یه دستمال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط