بی صدا آهسته پنهانیم مـا

بی صدا آهسته پنهانیم مـا

اشک هـای زیر بارانیم مـا

فاش می سوزیم اما در سکوت

شمعی از شام غریبانیم مـا

اشک از قبل ولادت ریختیم

چارده قرن اسـت گریانیم مـا

روی نیزه دیده ای را دیده ایم

دیده ای را دیده گریانیم مـا

زلف می افشاند روی نی کسی

باد می آمد پریشانیم مـا
دیدگاه ها (۰)

بی صدا آهسته پنهانیم مـااشک هـای زیر بارانیم مـافاش می سوزیم...

#بمیرم_برای_دل_عمه_جان#زینبم

بی صدا آهسته پنهانیم مـااشک هـای زیر بارانیم مـافاش می سوزیم...

سفر آنگونه برو تا بـه دل شب برسیتا کـه محرم شده، بر جلوه ی ی...

part 18اینجا همه‌چیز بین “امید خیلی کوچک” و “ترس بزرگ” معلقه...

بزرگترین گناهِ ما در برابرِ کسانی که دوستشان داریم، “عادت کر...

متنی قابل تامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط