زهدانم که تکه تکه می شود و خون مثل فواره از وجودم سر ریز

زهدانم که تکه تکه می شود و خون مثل فواره از وجودم سر ریز می شود  
مثل مار در خودم چنبره می زنم ، درد مثل سرطان در وجودم ریشه می دواند
نه مسکن های قوی 
نه جوشانده های بد طعم
هیچ کدام قدرت ارام بخشی تو را ندارند
وقتی که ارام می گویی بخواب زندگی ام .
دیدگاه ها (۳)

تصویری از دانه های برف

دل که تنها میشود،                        که بغض میگیردش،    ...

ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﯿﻢ ﺷﺎﯾﺪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﮔﺬﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎ، ﺍﺯ ﮐﻨﺎ...

خخخخخخخ.چه ژستی گرفتن...

ادامه پارت ۵

#دلتنگی دلتنگی اسمش کوتاه است ...اما سنگینی اش اندازه ی تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط