خبرای امروز اول درمورد اینه که اخیرا چرا امبولانس جلو خون

خبرای امروز اول درمورد اینه که اخیرا چرا امبولانس جلو خونه ی پدر و مادر یونگی بوده. چون این روزا خیلی از خبرا درمورد اینه که یونگی رو با خونوادش دیدن ، بدون لباس سربازیش دیدن و کلی از اینجور چیزا ولی جدیدترین خبری که اومده اینه که یه آمبولانس جلو خونشون دیده شده.
همسایه هاشون گفتن که یه مدت پیش دیده بودن یه ماشین آمبولانس اومده بود اونجا ولی چون میدونستن خونواده ی شوگا دوست نداشتن کسی وارده حریم شخصیشون بشه برای همین همسایه ها عکس و فیلمی نگرفتن ولی این وسط همه نگران بودن که برای کدوم یکی از اعضای خونواده ی شوگا اتفاقی افتاده که بردنش بیمارستان .
چند روز بعدش مشخص شد که مادربزرگ یونگی حالش خیلی بد شده بود و بردنش بیمارستان تا تحت مراقبت های ویژه باشه اما همچنان عکس و فیلمی بیرون نیومده چون اونا واقعا دوست نداشتن همچین مسائلی بره تو رسانه و میخواستن شخصی بمونه.
اینکه الان حالش چطوره و برگشته خونه یا نه هنوز معلوم نیست چون همون طور که گفتم به خاطر حساسیت خونواده ی شوگا چیزی در این مورد پخش نشده ولی آرمی ها با همین چیزای کمی که شنیدن اومدن توی توییتر توییت زدن و میگفتن میتونه ما رو همدرد خودش بدونه.
امیدوارم حالش مادربزرگش خوب بشه و به نظرم وقعا ناراحت کنندست که تو دور از خونوادت باشی و یهو همچین اتفاقایی بیوفته .


بریم سراغ خبر بعدی که درمورد جیمین و جونگکوک هست .
خبر اومده که جدیدا دوتاشون یه جشن گرفتن و جونگکوک به مناسبت آلبوم گلدن سربازای اونجا رو به شام دعوت کرده .
این خیلی جالبه که جونگکوک دوست داشته با سربازای اونجا جشن بگیره .

و میدونید به نظرم این نشون میده چقدر با کسایی که اونجان صمیمی هستن و آدمای متواضعی اونجا هست که به جای بیرون رفتن با دوستای سلبریتی و عکس گذاشتن توی فضای مجازی تصمیم گرفته این خوشحالی رو با آدمای عادی و دوستانه جشن بگیره و سهیم بشه .

یه سری ها میگن اونقدری شبیه جشن بوده که حتی جیمین و جونگکوک اجرا هم کردن واسشون ولی تایید نشده چون هیچ فیلم یا عکسی منتشر نشده .

نظر شما چیه ؟
دیدگاه ها (۱)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟔(میخوای پارت 𝟐𝟔 رو بخونی؟ تو کامنتاس...

یکی از چیزهای وحشتناکی که استی ژاپنی گفته این بوده که:وقتی م...

گرگ و بره کوچکپارت ۲تهیونگ روی صندلی چرمی پشت میز ناهارخوری ...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p7نمی‌دونم چطور گذ...

#دختر_ردیف_اخرژانر: مدرسه‌ای | گنگ | رفاقتی | کمدیپارت دوم: ...

part 39بعد از صبحانه//بعد از صبحونه همه نشسته بودن تو سالن و...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴یک هفته بعد...رینا توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط